روژين جون خونه ماماني نرگس
امروز من كارم در اداره خيلي طول مي كشيد به خاطر همين مجبور شدم روژين عزيزم رو خونه مامان بزرگش ببرم خيلي خوشحال بود چون در كنار عمه اش و مادربزرگش كيف مي كرد. ايام به كامش بود و همه به حرفش گوش مي دادند . بعداز ظهر كه رفتم دنبالش برگشتني رفتيم پارك خيلي بهش خوش گذشت نزديك به 2 ساعت پارك بوديم وقتي رسيديم خونه باباي روژين جونم خونه بود . وقتي مي ديدم عزيز دلم اينقدر خوشحاله از اينكه نمي تونستم در طول روز كنارش باشم و هر روز ببرمش پارك ناراحت مي شدم .
فروردين 1388

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


روژين جون خونه ماماني نرگس
