روژين جيگرروژين جيگر، تا این لحظه: 22 سال و 8 ماه و 21 روز سن داره

در انتظار ورود فرشته نازي كه بهشت خدا رو ترک مي كنه و زمینی مي شه.

هشتمين عيد دنياي مامان و بابا

امسال روژين 8 ساله كه زندگي ما رو گلبارون كرده اين فرشته ناز و كوچولو كه داره بزرگ مي شه ، خانم مي شه و مايه افتخار ما . هرچي فرشته ناز من بزرگتر مي شه ما هم به هدفهامون نزديكتر مي شيم لحظه شماري مي كنم واسه اون روزايي كه افتخارات روژين عزيزم رو ببينم چه توي تحصيل و چه توي مراحل ديگه زندگي . هفته اخر سال با همديگه خونه رو تميز كرديم و رفتيم دنبال خريد واسه روژين و روژين عزيزم روزشماري مي كرد واسه فرا رسيدن عيد . مي خواست لباساي نازشو بپوشه و بره بيرون و خوش بگذرونه . عزيزم ، نور چشمم ايشالله كه هميشه خوش باشي و از خدا مي خوام كه هيشه تورو سلامت نگه داره واسه من و بابايي . خوشگلم عيدت مبارك . ...
2 فروردين 1390

آموزش حرف و استثناء و تولد 7 سالگي

  امروز تولد 7 سالگيه روژين عزيزمه همراه با اون دخترم ، عزيزم مي خواد حرف و استثناء رو آموزش بده (مثل ر و ژين ) به مناسبت تولد نازنينم كيك تولدشو بريديم مدرسه . مثل قبل روژين جون دوباره شنل پادشاهيش رو پوشيد و خان شريفي شروع كرد به گفتن داستان پادشاهي كه ف و راً تصميم مي گرفت كاري رو انجام بده . بعد از اينكه داستان تموم شد روژين جون شمعهارو فوت كرد . كيك تولدش رو بريد و با دوستاش عكس گرفت و كيك رو بين دوستاش پخش كرد . بعد از اينكه زنگ خورد ما اومديم خونه و كيك مامان بزرگ روژين جونم آورديم براش آخه روژي جون از مدرسه مي اومد خونه پيش مامان بزرگش . دوباره ما رفتيم سركار . تولدت مبارك     ...
20 بهمن 1389

يلدا 89

ديروز تو كلاس روژين عزيزم نماينده هاي كلاس جشن يلدا گرفته بودند خاله شادي مامان يكي از دوستاي روژين ننه سرما شده بود  برنامه اجرا كرده بود و نماينده هاي كلاس هم واسه بچه ها هديه خريده بودند بهشون خيلي خوش گذشته بود .   ...
1 دی 1389

آموزش حرف ق

امروز روژين عزيزم حرف ق رو مي خواست آموزش بده شب قبلش به همراه پدر روژين كارتهايي كه جهت آموزش تهيه كرده بوديم رو درست كرديم و هديه هاي بچه ها رو هم جمع كرديم و صبح سه تايي رفتيم مدرسه روژين عزيز دل من جيگر بابايي وقتي وارد كلاس شد شنل پادشاهيش رو انداخت رو دوشش و تاجش رو هم زد به سرش و نقش پادشاهي رو بازي كرد كه با حرف ق سرو كار داشت بعد از اينكه خانم شريفي داستان پادشاه قايق سوار رو تعريف كرد روژين جون هديه هارو بين بچه ها تقسيم كرد و واسشون شكلات گرفت و با بچه ها عكس گرفت و حدوداً ساعت 9بود كه آموزش حرف ق تموم شد و با روژين خداحافظي كرديم و رفتيم سركار . روژين جون خيلي خوشحال بود چند روزي بود كه منتظر امروز بود كه بره و كادوهاي بچه ها رو ...
17 آذر 1389

جشن شكوفه ها

امروز اولين روز مدرسه روژين جون بود روز جشن شكوفه ها . سه تايي مون هم خوشحال بوديم  . صبح من و پدر روژين اداره نرفتيم . سه تايي رفتم مدرسه جلوي مدرسه خيلي شلوغ بود . به پدر و مادرها اجازه ندادند كه برن داخل مدرسه روژين جونم رو فرستادم داخل ، خيلي استرس داشت و نگران بود . وقتي رفت داخل برگشت ديدم داره گريه مي كنه ترسيده بود و مي گفت صفم رو نمي تونم پيدا كنم . معاون مدرسه رو صدا زدم و گفتم روژين جون من كلاس 2/1 افتاده و اسم معلمش هم خانم شريفييه . و روژين رو برد . صفها كه تشكيل شد اجازه دادند ماهم رفتيم داخل حياط مدرسه . مادر پدرها مشغول عكس گرفتن و فيلمبرداري بودن و مدرسه هم آهنگهاي قشنگ پخش مي كرد و از بچه ها فيلمبرداري مي كرد...
31 شهريور 1389

خداحافظي از مهدكودك

ديروز آخرين روز مهدكودك رفتن روژين بود از تمام مربيها و همكلاسيهاش خداحافظي كرد دخترم مي خواست بره مدرسه بزرگ شده . براي رسيدن به اين روز لحظه شماري مي كردم خود روژين هم حس خوبي داشت هم دوست داشت بره مدرسه هم نگران بود اما با حرفهايي كه مربيهاش مي زدند بهش روحيه دادند خلاصه ساعت 5 بعد از ظهر با مهدكودك گلسه ، مربيهاي مهدكودك و مديرمهدكودك خداحافظي كرد . جهت رفتن به مدرسه . آرزوي همه پدر و مادرها موفقيت بچه ها در تمام مراحل زندگي اوناست . فرشته كوچولوي من آماده شدن واسه مدرسه رفتنت مبارك . شهريور 1389 ...
31 شهريور 1389

مهد گلسا

روژين مامان بقيه پيش دبستانيش رو تو مهدكودك گلسا گذروند از مربيهاش خيلي خوشش اومده بود اونجارو خيلي دوست داشت وسطهاي خرداد جشن پايان پيش دبستاني براشون گرفتند و كارنامه هاشون رو دادند و عكسهاي فارغ التحصيلي شون و . جشنشون خيلي قشنگ بود عمو فرهاد اومده بود و براشون آهنگ مي زد و بچه ها به نوبت مي رقصيدند و برنامه اجرا مي كردند . ايشالله كه هميشه غرق شادي و جشن باشند . ...
20 خرداد 1389